درس اول: فلسفه چه چیز نیست؟
فلسفه چه چیز نیست؟
هر کاری از یک زمانی شروع می شود، راه رفتن، حرف زدن، بیان نام خود، تشخیص پدر و مادر. اما آیا همگان اولین باری که چنین کاری را انجام داده اند به خاطر می آورند؟ از آن جا که این کارها در گذشته های دور اتفاق افتاده است، کسی برایشان ارزشی قائل نمی شود و حتی در باره ی آن ها فکر هم نمی کند. وقتی بزرگتر می شوید، وقایع مهمتری رخ می دهد. برای مثال نخستین روزهای مدرسه، نخستین نمایش یا کنسرت شما در آن جا، عروسی خانوادگی و بحران عاطفی که شاید نخستین عاشق شدن باشد.
هر یک از این وقایع، در الگوی زندگی روزمره تغییری کوچک یا بزرگ ایجاد می کند. هنگامی که به خواندن فلسفه مبادرت می ورزید، آیا زندگی روزمره تان نیز مختل می شود و به این نتیجه می رسید که « بعد از آن هیچ چیزی مثل سابق نیست...»؟ قضاوت در این مورد هنوز خیلی زود است، اما پیشاپیش می توان دید که تصمیم به مطالعه ی فلسفه بر خلاف وقایع فوق هیچ ارتباطی با آیین آشنایی با مناسک گذر ندارد.
مناسک گذر فعالیتی است که بار معنایی دینی و اجتماعی دارد و باید مطابق آیین های رسمی انجام شود. برای مثال جشن تکلیف در دین یهود نشانه ی پذیرش جوان در اجتماع است. در برخی جوامع آفریقایی اعمالی مانند ختنه ی زنان تیغ زنی و خالکوبی نشانه های قطعی و بی چون چرای بزرگ شدن یا رسیدن به سن بلوغ است.
اما برای فیلسوف شدن به کلمه ی عبور یا فرمول جادویی نیازی نیست و هیچ خالکوبی یا غسل تعمیدی انجام نمی شود و نیازی به افسار گسیختگی عمومی و توسل به خدایان و ارواح نیست؛ فیلسوفان با خلسه های عمیق، مناجات ها و تضرع های پرشور سروکاری ندارند.
آیا این گفته ها بدان معناست که فلسفه برای جوانانی که ترجیح می دهند خوش باشند بیش از حد خشک و بی روح است؟ شاید. اما حتی در جوانی هم زندگی تک بعدی نیست و فقط به هیاهو ختم نمی شود، بلکه مجالی هم برای تأمل توأم با آرامش و برخورد با مسائل جدی وجود دارد. کشف این که هستی مسأله ای دشوار است، نباید شما را دچار افسردگی عمیق کند. تأمل، تفکر انتقادی و سکوت، هیچ یک ضرورتا مغایر با تجربه ی جوانی نیست. اگر مجال کنجکاوی و در عین حال مسوؤلیت پذیری بیشتری دارید، چرا از آن بهره نگیرید؟
تأمل فلسفی معمولا توأم با ایضاح تفکر و مسوؤلیت پذیری است و قطعا می تواند الهام بخش شور و اشتیاق نیز باشد، هر چند از اموری اجتناب می کند که ابتدایی یا دینی به نظر می رسند. فلسفه همچنین مستلزم ستیزه جویی، سرسختی و پای بندی به عقاید عامه ی مردم هم نیست.
آن چه توقع دارید از فلسفه به دست بیاورید فقط به تلاش خودتان بستگی دارد. در وهله ی اول این سخن به معنای ایجاد و پرورش نوعی بی طرفی انتقادی است که جدیت و آگاهی فکری عظیمی در پی دارد. مسائلی هست که نمی توان از آن ها گذشت. البته فلسفه وعده ی هر چیزی را نمی دهد و هر چیزی را ممکن نمی سازد، اما هرگز مایه ی دردسر شما و باعث نابودی زندگی تان نخواهد شد. فلسفه در چارچوب « همه یا هیچ» عمل نمی کند.
استاد فلسفه، کشیش اعظمی نیست که تعلیم رستگاری دهد یا معجزه کند. در حقیقت باید در مورد هر کسی که چنین ادعایی کند بدگمان بود. بنابراین، درس اول این است: مراقب مرشدها باشید.
بیایید ،بیایید از این عالم تاریک