جامعه شناسی مدیر مدرسه آل احمد:دکتر نعمت الله فاضلی
ذوق و استعداد هنری و آشنایی او با روشهای مردم شناسی به آل احمد این امکا ن رامی دهد که به نحوی شایسته " واقعیت اجتماعی " را توصیف کند ، و اگربا ژدانف هم رایباشیم که : " میزان وفاداری اثر در بازنمایی واقعیت با تمام پیچیدگی آ ن نخستین معیاراثر هنری است " ، آثارآ ل احمر نمرۀ بالایی از نظراین معیار به دست آورده اند .همین امر آثار او را موضوعی برای بررسیهای جامعه شناختی قرارمی دهد . قبل از آنکه تیغ جراحی جامعه شناسی را در کالبد داستان " مدیر مدرسه " که موضوع این رساله است به کارا ندازیم لازم می دا نیم ، پیش شرط های بررسی جامعه شناسانه آثار هنری آ ل احمد را توضیح دهم تا گستره ومحدودۀ چنین پژوهشی بهتر معلومشود. نخست آنکه هراثر هنری" زبان هنری " خاص خود را دارد. برداشتهای جامعه شناختی از یک اثر هنری وتجزیه و تحلیل آن بر پایۀ یک " زبان علمی " خاص – که مفاهیم ویژۀ آن علم ، این زبان را می سازند – هرگز ما را قادر به درک زیبا شناختی و معنایی تام آناثر نمی کند ، بلکه تنها برای برخی از سئوالاتی که فراروی آن اثر نهاده ایم پاسخهاییمی یابیم ؛ بنابراین اثر هنری جنبۀ جادویی اثر گذاری هنری خود را دراین گونه تحلیل بازنمی نماید و تعالی هنر با ابزار راز گشایی نمی شود . به قول آرنولد هاورز : " خوبی و تعالی هنر را به آسانی نمی توان تعریف کرد ؛ زیرا ، در جامعه شناسی معادلی برای آن وجود ندارد ... حداکثر کاری که جامعه شناسی می تواند بکند ، تبیین منشأ واقعی نگرشی خاص بهزندگی است که در یک اثر هنری تجلی می کند . " دوم : منطق داستان نویس وبه صورت کلی منطق هنر با منطق جامعه شناس و یا منطق علم متفاوت است . جامعه شناس موظف است به عنوان دانشمند ، پدیده ها و امور را عینی ، دقیق و به نحوتجربی تبیین و توصیف کند ؛ به همین دلیل نا گزیر از به کاربردن مفاهیم استاندارد شده و پیروی از روشهای علمی می باشد . در حالی که هنرمند اساسا ًدر پی رهایی ازهمه این گونه استا نداردها ست تا بتواند به اوج قله های خلاقیت هنری نزد یک شود . منطق جامعه شناس خشک و انعطاف ناپذیراست ودر پی سنجش و اندازهگیری و عقلانی کردن پدیده ها ست . در حالی که منطق هنرمند از اینروحیه جدا است .بنابراین نقد جامعه شناختی یک اثر هنری از دید هنرمند همیشه ناقص است و هیچگاه جامعه شناس نمی تواند ادعا کند که توانسته آخرین سخن را در کشف معانی و منطقهنرمند بیان کند . عدم توجه به این نکته ، برخی تحلیلگران آ ثار آ ل احمد را به گمراهی کشاندهاست . جمشید ایرانیان در واقعیت اجتماعی و جهان داستان از اینکه آ ل احمد نتوانستهتاثیر ساختار مادی و شیوۀ تولید جامعه را بر نظام آموزش و پرورش ، توضیح دهد انتقادمی کند ، گویی که آ ل احمد در هنگام تحریر مدیر مدرسه کارل مارکس جامعه شناس است که می خواهد کا پیتا ل را بنویسد ! سوم : شناخت و تحلیل محتوای آ ثار آ ل احمد در گرو درک هدف هایی است که او برای آگاهی بخشید ن ، متقاعد کردن ومتأ ثر ساختن جامعه دنبال می کرد . همچنین کهخانم دانشور همسر آل احمد می گوید: " به نظر من جلال ، بیشتر یک نویسندۀ سیاسی بود وعقاید سیاسی اش را زبان قهرمانهایش در کسوت قصه و رمان باز گو می کرد. " ؛ بنابراین ، جهت گیری او دربرابر نظام سیاسی حاکم نقش اساسی در تحلیل داستانهایش دارد و باید اهداف سیاسی جلالدر زندگی هنری و ادبی اش
بیایید ،بیایید از این عالم تاریک